
#آنا_جمشیدی
برای گوش دادن به رادیو "کافه آکوستیک" به کانال خرده ریزهای ذهن من در تلگرام تشریف ببرید
پاییزتون مبارک
متن تقدیمی❤️
{ @KhordeRizhayeZehneMan }
برچسب:
نویسنده: سینا محبی
سیگارشو گذاشت بین لباش و همینجور که فندک میزد گفت "نچ. اون عاشقت نیست. نمیدونی، یه مرد وقتی عاشق میشه دیوونه میشه"گاز فندکش تموم شده بود انگار. هرچی تلاش می کرد روشن نمیشد.
از آخر فندکشو با اکراه انداخت رو میز و دست کرد تو جیباش و بالاخره یه قوطی داغون کبریت کشید بیرون. یه کبریت درآورد و شروع کار کرد به کشیدن سرش به تیکه ی قهوه ای کنار جعبه ش.با حرص گفت: اااه اینم که...- کبریته گوگرد ندارهنگام کرد. گفتم "یه بار آتیشش زدی قبلا. سوخته!" نگاه به کبریت کرد و تلخ خندید.گفتم "از کجا انقد با اطمینان ح
برچسب:
نویسنده: سینا محبی
عشق... عشق جلاد بزرگی ست که جان میگیردمیکِشاند همه را در خطر ویرانیهر زمانی که دلت خواست رهایم کردیکشتی نوح تواَم در دل هر طوفانیقول دادی که دگر مایهی زجرم نشویآه... افسوس که سرکَردهی بدقولانیمیروم جان خودم را سر عشقت بدهممینشینی که بخندی تو به این نادانیبعد من دشمنِ جانِ چه کسی خواهی شد؟بس نبود این همه دلداده و یک قربانی؟میروی از سرم این عشق بیفتد، اماباز هم قصه همین است... خودت میدانی آنا جمشیدی
برچسب:
نویسنده: سینا محبی